رو خاک غربت چرا
میذاری سر، با چشای تر
زهر ستم زده، بر قلب تو شرر
کنارت آقا نیست
حالا نه خواهر و برادری
بمیرم آقاجون
آخه تو هم غریب مادری
سوخته تو غریبی، بال و پرت
گفتی گریه کنن، پشت سرت
اومد دم آخرت
بالا سرت، شد بال و پرت
اومد جواد تو، از جون عزیزترت
گذاشته روی پاش
سر تو رو لحظۀ آخری
ولی تو میخونی
روضههای شهید بیسری
شور و نوای تو، ای وای حسین
ذکر لبای تو، ای وای حسین
شاعر: جمعی_از_شاعران
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:53
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه