• سه شنبه 19 خرداد 05

 یوسف رحیمی

زمینه وفات حضرت محمد(ص) -(قُل لِلمُغَيَّبِ تَحتَ أَطبَاقِ الثَّرَى)

3

قُل لِلمُغَيَّبِ تَحتَ أَطبَاقِ الثَّرَى
إِن كُنتَ تَسمَعُ صَرخَتِي وَ نِدَائِيَا

مَا ذَا عَلَى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدٍ
أَنْ لَا يَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِيَا

رفتی و هر شب چَشمم، بعد از تو شد پر باران
رفتی و شد این خانه، بعد از تو بیت‌الاحزان

رفتی و بعد از تو که بوسیدم مزارت را 
از چشم من افتاده حتی عطر گل بابا
می‌میرد از دلتنگی و هجران تو زهرا

«عَلیکَ مِنّی السَّلام، یا رَحمَةً لِلأنام»



قَد كنتُ ذَاتَ حِمًى بِظِلِّ مُحَمَّدٍ
لَا أَخشَ مِن ضَيمٍ وَ كَانَ حِماً لِيَا

فَاليَومَ أَخشَعُ لِلذَّلِيلِ وَ أَتَّقِي
ضَيمِي وَ أَدفَعُ ظَالِمِي بِرِدَائِيَا

در سایه‌سارت بودم، آسوده از هر ماتم 
رفتی و شد بعد از تو، هر روز من شام غم

بی‌تو بهشتِ تو اسیر شعله‌ها می‌شد
بعد از تو بین کوچه‌ها اَجرَت اَدا می‌شد
سهم ذوی القربی غم و درد و بلا می‌شد



صُبَّت علَيَّ مَصَائِبٌ لَوْ أَنَّهَا
صُبَّت علَى الْأَيَّامِ صِرْنَ لَيَالِيَا

فَلَأَجْعَلَنَّ الحُزنَ بَعدَكَ مُؤنِسِي
وَ لَأَجعَلَنَّ الدَّمعَ فِيكَ وِشَاحِيَا

خورشید من بودی و، رفتی به سوی مغرب
بعد از تو دلخونم از، نامردمان یثرب

روزی در اینجا حرمتی آل پیمبر داشت
آمد هر آنکس که به قلبش بغض حیدر داشت
با تازیانه سوی این خانه قدم برداشت

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 0:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران