میآید از ره کاروانی
از زندگی دارد نشانی
برخیز و با او همسفر شو
نزدیک آقا باش، تا میتوانی
باش، با کاروان همراه
تا آسمان تا ماه
در راه ثارالله
«لبیکَ ثارالله»
مولای مشتاقان رسیده
آیاتی از قرآن رسیده
کن آب و جارو کوچهها را
کوفه بیا! از راه، مهمان رسیده
آه، ای شهر اشک و آه
ناگه نبندی راه
بر روی ثارالله
«ای شهر اشک و آه»
این دشت غم دارد نوایی
دم میزند از بیوفایی
دلشوره دارد عمه زینب
میآید از صحرا، بوی جدایی
آه، فردا در این صحرا
او میدود تنها
دنبال دخترها
«صد آه و واویلا»
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:46
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حامد اهور


ارسال دیدگاه