از یادم نمیره، داغش تا قیامت
بغضِ تو گلومه، اون قحطی آب و
بیتابی و غربت
اشک آسمونو دیدم، جون من رسیده بر لب
پسرمو کشتن
با تیر سه شعبه آخر، هستیمو گرفتند زینب
پسرمو کشتن
«پریشونه رباب، ای وای ای وای
نبود یه قطره آب، ای وای ای وای»
از یادم نمیره، رو دست باباش بود
چشم نیمهجونش، بسته میشد اما
خنده رو لباش بود
کوفیا چقدر بیرحمن، پیش چشم غرق خونم
پسرمو کشتن
با چشمای پُر بارونم، لالایی براش میخونم
پسرمو کشتن
«دیگه آروم بخواب، لالا لالا
ای هستی رباب، لالا لالا»
از یادم نمیره، تُو میدون غریب شد
با خون گلویِ اصغر هم شکست و
هم شیبالخضیب شد
با یاد نماز صبرش، بیصبره هنوزم قلبم
پسرمو کشتن
از عرش خدا هم اومد، تسلیت برای این غم
پسرمو کشتن
«بارونیه چشام، ای وای ای وای
وای از دل آقام، ای وای ای وای»
شاعر: جمعی_از_شاعران
نغمهپرداز: محمدرضا_رضایی
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 20:44
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا رضایی


ارسال دیدگاه