دست بالای دست زیاده اما
رو دست تو کسی نیومده
مرد داریم تا مرد ولی تو دنیا
رو دست تو کسی نیومده
دستم رو میگیری تو راه و بیراهه، دست خدا
با دست لطف تو راه عشق کوتاهه، تا کربلا
دست من و علمت، کم من و کرمت
میبری با یه نگات، دلمو تا حرمت
دست رو دست نذاشتی یکدم حتی
رو دست تو کسی نیومده
دستت رسیده به عرش اعلی
رو دست تو کسی نیومده
میگفتی: دست من افتاده، یاری کن، ای مشک من
تا خیمه، راهی نیست، آبروداری کن، ای مشک من
دست و من و سر من، فدای سر حسین
دست منو میگیره، دست مادر حسین
تو جنگاوری شبیه مولا
رو دست تو کسی نیومده
شمشیر میزدی میگفتن: سقا!
رو دست تو کسی نیومده!
آغاز و پایانی، تو جان و جانانی، صاحب علم
رزم تو طوفانی، تو مرد میدانی، صاحب علم
وقتی میزنی قدم، آرومه دل حرم
دل نمیبُریم ازت، به علم تو قسم
شاعر و نغمهپرداز: جمعی_از_شاعران
- شنبه
- 19
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:35
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه