• دوشنبه 18 خرداد 05


واحد حضرت مسلم(ع) -(پشت سرم رو می‌بینم، برام نمونده هیچ یاری)

2

پشت سرم رو می‌بینم، برام نمونده هیچ یاری
تو کوفه هیچ‌کسو نداری
سفیر تو شده تنها، من کی باشم ولی آقا
کاشکی ابالفضلو بیاری

روی دارالاماره سرم بالاست
نگاهم آقاجون سوی کربلاست
فکر و ذکر دلم غربت شماست

وای، با خنده‌هاشون، نمک می‌زنن، رو زخم دلم
وای، وفای نداشتۀ کوفیا، شده قاتلم

«وای، حسینِ غریب»



صدات هنوز تو گوشم هست، وقتی که می‌شدم راهی
از عمق دل کشیدی آهی
دارم فدات می‌شم مولا، راحت می‌شم از این دنیا
از کوفه شهر روسیاهی

بعد من به همه عاشقات بگو
که منم شهید تو پسر عمو
از خدا دارم آقا یه آرزو

وای، خدا کنه که، غریب نمونی، تو خاک بلا
وای، الهی نشه، مثه سر من، سر تو جدا

«وای، حسینِ غریب»



سرم بالاست و می‌میرم، برا تو جون دادن عشقه
برا تو جون دادن سعادت
آغوش مرتضی بازه، عموم میگه بیا مسلم
چیزی نمونده تا شهادت

می‌گذره از جلو نظرم نگات
هنوزم توی گوش منه صدات
بچه‌هام فدای تو و بچه‌هات

وای، اومد یه دفه، غروب دهم، جلو نظرم
وای، تو بر روی خاک، به تاب و تبه، تمام حرم

«وای، حسینِ غریب»

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 1:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.43 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری شنبه 19 اردیبهشت 1405 05:41

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران