شب، شبِ وصل دلدادگان است
در تلاطم زمین و زمان است
محو کربوبلا آسمان است
آسمان امشب تشنۀ مهتاب است
چه هیاهویی در دل اصحاب است
چشمش نماز باران میخواند
لبهای تشنه قرآن میخواند
«یا ثارالله و ابن ثاره»
عشق مبهوت سوز و گدازش
عرشیان محو راز و نیازش
آسمان سجدهگاه نمازش
چشم او امشب کعبۀ آمال است
آخرین سجده در دل گودال است
او که راهش شد راه نجات
فرمود: «اِنّی اُحِبُ الصّلاة»
«یا ثارالله و ابن ثاره»
من فقیر و تو نعم الامیرم
ذکر نامت دعای مجیرم
در رکابت الهی بمیرم
کربلایی کن حال غلامت را
رو به من بگشا باب شهادت را
تا آخر میمانم در این راه
میمانم با تو یا ثارالله
«یا ثارالله و ابن ثاره»
- یکشنبه
- 20
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 22:6
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین عباسپور


ارسال دیدگاه