حبیب و مسلم و بریر، سعید و عابس و زهیر
شدند ای سید بهشت، اسیر تو، رها ز غیر
تو خورشیدی و اصحاب، به گرد تو ستاره
در آغوش شهادت، تو را گرم نظاره
چه گلها شکفته شد به دامانت
فدای تبسم شهیدانت
«حسینجان، حسین سید و مولا»
مرا با یک نگاه خود، بخوان سوی سپاه خود
به لبخندی بده پناه، مرا در خیمهگاه خود
تویی جلوۀ غفار، منم عبد گنهکار
مرا حُرّ خودت کن، تو ای سیدَالاحرار
بُوَد دست خواهشم به دامانت
که گردم شهیدی از شهیدانت
«حسینجان، حسین سید و مولا»
- یکشنبه
- 20
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 22:32
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
سید محمد جواد شرافت


ارسال دیدگاه