مقدمت تا دو چشم ترم شد
با نگاهت دلم محترم شد
سینهام با حضورت حرم شد
نامۀ عشق تو خط خون دارد
نام شیرینت شور جنون دارد
داغت از غمها آزادم کرد
سیل اشک تو آبادم کرد
«یا حسین روحی لک الفداء»
تا عطش همنشین گلو شد
با ضریحت دلم روبهرو شد
کاسۀ خشک چشمم سبو شد
با خیال تو روز و شبم سر شد
دل سنگ من با تو کبوتر شد
نامت آغاز و پایان من
درد عشقت شد درمان من
«یا حسین روحی لک الفداء»
- یکشنبه
- 20
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 23:10
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین عباسپور


ارسال دیدگاه