تو بشیری تو نذیری تو مگر میمیری؟
تو شهیدی تو شهیری تو مگر میمیری
از خدا آمده بودی به خدا پیوستی
تو مسافر تو سفیری تو مگر میمیری
نهضت روح خدا از تو رسیده به کمال
خود تو معمار کبیری تو مگر میمیری
پسر فاطمه، سید علیِ خامنه ای
موسیِ عصر ، بصیری تو مگر میمیری
بر تو مهدی است نگهبان تو به او پشتیبان
تابع امر امیری تو مگر میمیری
در رگت یابن علی خون ولایت جاری است
پرتو نور غدیری تو مگر میمیری
دشمن تیره دل از جلوه تو کور شده
بر دل خصم چو تیری تو مگر میمیری
پُر شد اطراف تو از جان به کفان ، شیر دلان
تو هنوز آن یل و شیری تو مگر میمیری
ای نشان داده به ما قله پیروزی را
ای جوانمرد که پیری تومگر میمیری
تو زما دور شدی لیک فرج نزدیک است
شاهد نصر نصیری تو مگر میمیری
- دوشنبه
- 21
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:10
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
ولی الله کلامی زنجانی


ارسال دیدگاه