?بند اول:
تو خصم جنگ افروزی
بسوز، که خوب، میسوزی
در آتشِ جانسوزی
بسوز، که خوب، میسوزی
در این جدل مغلوبی
به خواب خود پیروزی
بسوز، که خوب، میسوزی
«بسوز ای سعی باطل پرچمِ
ایران نمیسوزد
نمیدانی مگر در شعلهها
ایمان نمیسوزد
گمان بردی که این بار این حکایت
فرق خواهد کرد؟
خدا فرعون را یک بار دیگر
غرق خواهد کرد!»
ما آتش تفنگیم، بجنگ تا بجنگیم
غیور و بی درنگیم، بجنگ تا بجنگیم
محکم مثل سنگیم، بجنگ تا بجنگیم
هیهات مِنَّا الذله
?بند دوم:
تو خصم بد آموزی
بسوز، که خوب، میسوزی
ذلیل و تیره روزی
بسوز، که خوب، میسوزی
در این جدل چشمت را
به مرگ خود میدوزی
بسوز، که خوب، میسوزی
بسوز ای شام ظلمت نورِ
الرّحمان نمیسوزد
نمیدانی مگر در شعلهها
قرآن نمیسوزد
«هر آنچه داشتی رو کردهای
این آخرین برگ است
سر جان شرط میبندم
قمار آخرت مرگ است»
ما منحصر به فردیم، بگرد تا بگردیم
اگر چه کوه دردیم، بگرد تا بگردیم
مرد این نبردیم، بگرد تا بگردیم
هیهات مِنَّا الذله
- سه شنبه
- 22
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 23:41
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
طاها تحقیقی


ارسال دیدگاه