قرآن به سر گرفتی قرآن به سر گرفتم
با دیده های گریان از تو خبر گرفتم
اصلا بگو کجایی من محضرت بیایم
نام و نشان جایت، را از سحر گرفتم
آقا بیا که دیگر، جانم به لب رسیده
از دوری تو عمری، سوز جگر گرفتم
یابن الحسن کجایی
مردم از این جدایی
در این لیالی قدر هستی در اولویت
مقصد تو هستی و من سوی تو پر گرفتم
محتاج یک دعایم ای مستجاب عالم
من راه بندگی را با تو ز سر گرفتم
من ماندم و یتیمی من ماندم و فراقت
امشب بیا که من هم قرآن به سر گرفتم
یابن الحسن کجایی
مردم از این جدایی
به قلم:
محمد_حبیب_زاده
طاها_تحقیقی
- چهارشنبه
- 23
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:57
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
طاها تحقیقی


ارسال دیدگاه