• دوشنبه 18 خرداد 05

 جابر عابدی

زمزمه ۱۰ شبی -(محّرم شد و دلا خونه)

7

محّرم شد و دلا خونه
حال نوکرا پریشونه
چشمام بارونی می شه آخه
مادرش فاطمه گریونه

علم،کتل، بوی اسفند می پیچه تُو هر محل
می چشی چایی احلی من عسل
 تُو هر محل
حقیقته، هرجایی که می بینی یه هیئته
نوکری برا حسین سعادته
 حقیقته

دعوتمون کرده بازم پهلو شکسته
رام داده مادرش درو به روم نبسته
دمِ درِ حسینیه زهرا نشسته
........

  • پنج شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 479.10 KB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری جمعه 25 اردیبهشت 1405 00:57

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران