نگاه کن همه آماده و کفن پوشند
که از شراب وطن جرعهجرعه مینوشند
نگاه کن که چنان رشته کوه مستحکم
همیشه پای نظاماند ثابت و محکم
به تندباد بلا مثل سرو سر بالا
هنوز پرچم ایران نشسته در بالا
هزار فاتح و فتّاح و قدر در میدان
که ایستاده چنان جنگ بدر در میدان
هزار لشگر آمادهی ابابیلاند
هزار خرمشهر و هزار سجّیلاند
ببین سیاههی در وقت کار لازم را
ببین تلالو خورشید حاجقاسم را
زمان بغض فروخوردهی بالستیک است
سرود مردن تو همنوای شلیک است
زمان فتح یهود و شکستن دیو است
شعار وحدت ما؛ مرگ بر تلآویو است
نبین که دشمن ما بین جنگ درماندهست
هنوز وقت نبرد بزرگ ما ماندهست
صدای موشک ما نیست آنچه میشنوی
صدای غیرت نسل سلامفرماندهست
بترس موشک ما بیمهار میآید
بهشکل تازهای از ذوالفقار میآید
بهیاد پیر جماران شعار ما قدس است
نماز جمعهی بعدی قرار ما قدس است
نگاه کن همه از نسل حیدرند اینها
که یکبهیک همه سرباز کشورند اینها
بزرگ و کوچک، پیر و جوان بهخط شدهاند
علیِّ اصغر و عباس رهبرند اینها
به کودکان دبستان درست دقت کن
در آسمان وطن چون کبوترند اینها
ببین که بین خیابان هزار فرماندهست
هزار دسته و گردان و لشکرند اینها
چه مادران شهید و چه خواهران شهید
میان معرکه اموهبترند اینها
ببین که روی زمین پارههای پیکر نیست
که شیشههای گلاب معطّرند اینها
قسم به مشت گرهخوردهی ولیخدا
که پشت امر ولی مثل اشترند اینها
قسم به نصّ؛ مِنالمُجرمینَ مُنتَقِمون!
که ذوالفقار علی بین خیبرند اینها
ببین که لشکر ما در کف خیابان است
هرآنچه میشنوی یکصداست؛ ایران است
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 20:32
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
علی کاوند


ارسال دیدگاه