السلام علیک یا صاحب الزمان
یا اباصالح المهدی علیه السلام
عجل الله تعالی فرجه و سهل الله مخرجه
ای تمام انبیا و اولیا پابند تو
نیست در این عالم امکان کسی مانند تو
مفتخر هستم تویی بابا منم فرزند تو
شافعم در روز محشر می شود لبخند تو
نام تو فردا شود اذن ورودم در جنان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
شاعرت روح القدس، مداح تو روح الامین
بی گمان شأن تو مخفی مانده از اهل زمین
ظاهراً بین بیابانی ولی والانشین
هرکجا هستی همان جا هست فردوس برین
بند می آید زمان مدح تو بی شک زبان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
خیمه ات عرش خدا و عرشیان در آن مقیم
هست دربانش مسیح و کفش دار آن کلیم
خیمه ات تا ایزد منّان، صراط المستقیم
لحظه ای مهمان نمی خواهی تو ای شاه کریم؟!
نیست غیر از خیمه ات ما را در این دنیا امان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
خادم دربار تو خضر نبی هر روز و شب
ایستاده هر ملک در محضر تو با ادب
با نگاهی سوی تو هر لحظه می گیرد طرب
زمزمه دارد دمادم ذکر مهدی جان به لب
نام زیبای تو شد آرامش روح و روان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
شهریار عالمی، تنها تویی فرمانده ام
من مسلمان توأم، با تو خدا را بنده ام
من شب ظلمانی و تو آن مه تابنده ام
نور مِهرت شد دلیل پاکی پرونده ام
تا ابد مدیون تو هستم امام مهربان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
آمدم دنیا تو شاه من شوی من هم غلام
زندگی بی حبّ تو باشد حرام من حرام
نوکری در خانه ات ما را کند صاحب مقام
از ازل تا به ابد بر تو و آباءت سلام
بر تن بی روح ما نامت همیشه داده جان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
انتظار دولتت شد افضل الاعمال ما
شد دعاهای فرج،تا عرش اعلا، بال ما
خوب می گردد فقط با دیدنت احوال ما
کاش با تو بگذرد هر روز و ماه و سال ما
ای پدرجانم بیا دیگر کنار ما بمان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
می شود قفل فرج با دست حق یک روز باز
پرچم خون خواهی ات در هر کجا در اهتزاز
حضرت عیسی اقامه می کند با تو نماز
روز از خورشید و شب از ماه، گردد بی نیاز
می شود با نور تو روشن تمام کهکشان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
ناگهان چون گوهری می آیی از بین صدف
ماه روی تو شود در کلّ عالم منکشف
تو طلایه دار و دنبالت ملائک صف به صف
جمع می گردند دورت،شیعیان جان به کف
با ظهورت شاد می گردد قلوب شیعیان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
می رسد روزی که می آیی برای انتقام
ذوالفقار تو نمی ماند دگر بین نیام
برق تیغت می کند بر خلق، حجّت را تمام
بر اساس سیره ی حق، می کنی برپا نظام
می شود عدل علی با ذوالفقارت جاودان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
می خورد ایمانمان روز ظهور تو محک
لحظه ی سوزاندن دو غاصب حقّ فدک
با صدای آهشان، کر می شود گوش فلک
وقت زجر آن دو، خندانند هر حور و ملک
خالی از اهل سقیفه می شود کلّ جهان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
مادر مظلومه ات،چشم انتظارت مانده است
حضرت حیدر تو را در بین کوچه خوانده است
میخ داغ پشت در، قلب تو را سوزانده است
داغ محسن بی قرار و مضطرت گردانده است
تا به کی خون، جای اشک از چشم تو گردد روان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
در کنار علقمه دست جدا گوید بیا
اکبر اصغر شده روی عبا گوید بیا
جدّ مظلوم تو زیر دست و پا گوید بیا
عمّه جانت بین قوم بی حیا گوید بیا
قامتش شد در کنار مقتل جدّت کمان
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
عمّه ی سادات می خواند تو را در ازدحام
نیمه جان شد در میان طعنه های اهل شام
پیکر هر کودکی مجروح شد با سنگ بام
رفته با اجبار، ناموس تو در بزم حرام
می چکد خون از لب و دندان به ضرب خیزران
عجّل الله ظهورک مهدی صاحب زمان
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 20:46
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
علی مهدوی نسب


ارسال دیدگاه