بند اول:
کوفه نیا که خیلی / این کوچه ها شلوغه
گفتن بیا حسین جان / حرفا ولی دروغه
رو سرم از هر جا * تیغ و تیر می باره
تووی این شهر غم * من شدم آواره
مسلمت روی بامه نیا - نامه هاشون دامه نیا
زن و بچه نیار با خودت - پُره بزم حرامه نیا
بند دوم:
کاش بودی و میگفتم / چشمام چیا رو دیده
حتی قطره ی آبی / اینجا کسی نمیده
پشت من خالی شد * هیچ کسی یارم نیست
مرحمی بر زخمِ * این دلِ زارم نیست
روزاشم شبِ تاره نیا ـ کوفه رحمی نداره نیا
واسه ی علی اصغرِ تو ـ دلِ من بیقراره نیا
بند سوم:
دارن همه می کِشن / نقشه برا سر تو
بوی اسارت میاد / بیچاره خواهر تو
از ته دل میگم * کاش میشد برگردی
من ندیدم کوفه * چیزی جز نامردی
شمشیرا میره بالا نیا ـ تشنه لب میگم آقا نیا
مسلمت نداره نفسی ـ حلالم کن و اینجا نیا
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 22:1
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
علی علی بیگی


ارسال دیدگاه