درد آوردم حضور تو ، دوایش با شما
من مریضم ای طبیب دل، شفایش با شما
من گرفتار گرفتارم تویی روح دعا
من توسل برشما جستم دعایش با شما
ای رئوف آل طاها ،مستمند و سائلم
دست خالی ازمن و جود و عطایش با شما
بر در باب الجوادت بی پناهی زد صدا
چشم امید از من و بیت الرضایش با شما
کعبه ی دل ها ،مطاف هر دل عاشق تویی
سعی از ما باشد و عطر صفایش با شما
آرزو دارم که بنویسند در تقدیر من
ابتدایش با شما و انتهایش با شما
روضه ی کرب وبلا خواندی و پیداشد که هست
روضه خواندن از شما ، حال عزایش با شما
گفت زین العابدین با شاهدان دشت خون
دفن پیکر از من اما بوریایش با شما
بی شما شعر «وفایی» چامه ای بی محتواست
خلوت اندیشه از او ، محتوایش با شما
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 22:4
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
استاد سید هاشم وفایی


ارسال دیدگاه