نظم تنت یا ولدی
خیلی با سختی جمع شد
هر باری که شمردمت
یه تیکه از تو کم شد
کسی نبود یه مرحمی
رو زخم من بزاره
داغ جوون دیدن دیگه
که سوت و کف نداره
از روی مرکبت ، افتادی بی هوا
چی کرده با تنت علی ، شمشیر و نیزه ها
بالای جسم تو ، به گریه ام خندیدن
گل منو چرا دیگه ، با قیچی میچیدن
علی اکبرم
یکم نفس بگیر علی
بزار تا جون بگیرم
درمون درد من اینه
که پیش تو بمیرم
چی اومده سرت بابا
سخته تو رو ببینم
با کمک عمه باید
تن تو رو بچینم
صدا تو نشندیم ، توی سر و صدا
گمت کردم عزیز من ، به زیر دست و پا
از داغ جسم تو ، موهام سفید شده
تو نیزه خوردی بودی و ، بابات شهید شده
علی اکبرم
- شنبه
- 26
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:18
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
امیر رضایی


ارسال دیدگاه