عمر من با غم روضت سر شد
چشام برا تو تر شد
من خیلی به حرمت محتاجم
تربت تو معراجم
مجنونم ، تا روزی که لیلایی
بیمارم ، تو ذکر مسیحایی
همراهم ، توی غم و دردایی
آقایی
آرزوم اینه که جون بدم
یه شب جمعه توی حرم
چشم من سمت پرچم باشه
تو بیای آقا بالا سرم
ثارالله ثارالله ثارالله
وقتی که گریه هامو میبینی
تو روبروم میشینی
دردامو خودت مداوا کردی
قلبم و احیا کردی
اشکامو ، توی روضه دریا کن
دردت رو ، توی قلب من جا کن
گمراهم ، تو منو سر به راه کن
ای آقا ای مولا
دو عالم مدیون کربلات
چشم من میشه فرش عزات
دست گرمتو حس میکنم
وقتی قلبم میگیره برات
ثارالله ثارالله ثارالله
- شنبه
- 26
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:35
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
امیر رضایی


ارسال دیدگاه