هم سن و سالات
روضه گرفتن
خوش اومدی سراغ دوستاتو گرفتی
من زندگیتو
نقاشی کردم
اون لحظه که انگشت باباتوگرفتی .
دوس دارم گنبد تو
تا عرش اعلی بکِشم
جای گلدسته برات
دستای سقا بکِشم
دوس دارم اگ بگی
تشنمه دریا بکِشم
صورت ماه تو با
چادر زهرا بکِشم
__
عمرت به دنیا
میگننبوده
این دفعه پنهونی بخند دنیا حسوده
پرچم سُرخِ
عموتو دیدم
گفتم رقیه رنگپرچمش کبوده
من به احترام تو
گوشوارمو وا میکنم
یا اصن فردا میرم
موهامو کوتاه میکنم
من چقد توروضه ها
با زجر ،دعوا میکنم
به جون بابام میرم
باباتو پیدا میکنم
_
شوق اربعینم
امضا رقیه
تو موکب ها دنیایی دارم با رقیه
بیشتر شه زورم
چایی میریزم
هرجا که دستم سوخت میگم یا رقیه
به بابام میگم، سوال
کبود شه گونم چی میشه
تو خیابونا اگ
یه شب بمونم چی میشه
دست به پهلو بگیرم
میخوام بدونم چی میشه
تو ببینی منو با
قد کمونم چی میشه .
میخوام بدونم چی میشه
- شنبه
- 26
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 2:41
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه