بند اول :
در عرصهی پیکار بیا پا بگذاریم
چون موج قدم در دل دریا بگذاریم
ننگ است علی را تک و تنها بگذاریم
از مرگ نترسیم؛ شهادت هدف ماست
سرمایهی ما، مکتب شاه نجف ماست
ای قائد آزاده و ممتاز کجائی؟
فرزند علی مظهر اعجاز کجائی؟
پیروزی خونت شده آغاز، کجائی؟
فتح حرم قدس و فلسطین هدف ماست
از مرگ نترسیم شهادت شرف ماست
این جنگ نهائیست، عدو بس نگران است
آغاز نگونبختی طاغوت زمان است
این، از نَفَس پاک شهید رمضان است
تا رایت ایثار و شهادت به کف ماست
اِستاده و محکم چو دماوند صف ماست
ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش
بهر نبردی بی امان آماده باش آماده باش
بند دوم :
این ملک اهورایی که نامش شد ایران
از شرق تا غربش شده بیشهی شیران
چون آرش و رستم و دگر نام و دلیران
هشتاد صده⁸⁰⁰⁰ از پی عمر کهنش رفت
کز دشمن این خاک سر و دست و تنش رفت
تا ملت در صحنه وو میدان به کارند
با خلق حماسه چو به لب گرم شعارند
چون موشک سجیل به صهیون ببارند
بر قلب تلآویو جهان خوار بتازید
بر رهبر و بر حیدر کرار¹¹⁰ بنازید
ای مردم ایران به قله رسیدیم
با إذن خدا بانگ ولی را که شنیدیم
از روز ازل نقشهی این راه و کشیدیم
حقا که علی ناجی و هم بتشکن ماست
جمهوری اسلامی ایران وطن ماست
ای مهدی صاحب زمان عجل فرج عجل فرج
ای جان و جانان جهان عجل فرج عجل فرج
- یکشنبه
- 27
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 2:45
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه