حرمت یه تیکه از بهشته که توی خراسانه
آب سقاخونهی تو بادهی روضهی رضوانه
ضریح تو مثل یک قلبه که تو سینهی ایرانه
نه خودت که نوکرات کار خدایی میکنن
با نگاه لطف تو گره گشایی میکنن
اونا که راه میون بُر به خدا رو بلدن
در خونت میان و ازت گدایی میکنن
هر کس گدای درگه باب الرضا شود
از فضل او چنان ببرد تا رضا شود
نابرده رنجْ گنج دو عالم به او دهند
هر کس که سائل پسر مرتضی شود
ای جانم امام رضا
مگه شاهیِ تو ای شاه جهان قابل کتمانه
سایهی عنایتت روی سر عالم امکانه
ضربان قلب هستی نغمهی رضا رضا جانه
اونا که تو سفره داری ادعایی میکنن
توی بخشش و کرم سر و صدایی میکنن
خودشون وقتی که توی زندگی کم میارن
در خونت میان و ازت گدایی میکنن
در های رحمت رضوی چون که وا شود
لطفش فزون تر از طلب ماسوا شود
تنها نگاه خستهی زائر کفایت است
حاجت به لب نیامده حاجت روا شود
ای جانم امام رضا
حجت بالغه ای کلام تو تمام قرآنه
مرز حق و باطلی ولایتت اساس ایمانه
مِهر تو مُهر قبولی عمل موقع میزانه
عارفایی که از این دنیا جدایی میکنن
از تموم عالم ابراز رهایی میکنن
بازم آخرش اسیر نقش ایوون تو ان
در خونت میان و ازت گدایی میکنن
هر کس دمی به عشق رضا مبتلا شود
سنگ دلش به نیمه نگاهی طلا شود
با یک اشاره از طرف شاه مُلک طوس
راهی آسِتان شه کربلا شود
ای جانم امام رضا
- یکشنبه
- 27
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 2:52
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه