(دست و پا نزن
اینجوری مادرت رو صدا نزن)²
کُشتی زینبُ
آی پیرمرد بَسه با عصا نزن
نامرتبه
گوش کن صدا صدا جیغ زینبِ
سینهی حسین
اونجا مگه جای سُم مرکبِ
وای مقتل شلوغِ
وای مرکب دروغِ
وای الان سه ساعته دنیا بی فروغِ
وای مقتل سیاهِ
وای اون بیگناهِ
وای مگه نعل مرکب هم سلاحِ
تشنه بودی لب دریا زدنت
با پا زدنت²
روی خاک داغ صحرا زدنت
با پا زدنت²
بمیرم تو روز روشن زدنت
عمداً زدنت²
(اشک خواهرت رو دیدن زدنت
عمداً زدنت²)²
سیدهمظلوم حسینجانم حسینجانم حسینجانم...
آب ندادنت
زینب میدید چطور میکِشیدنت
جان فاطمه
باور نمیکنم سَر بریدنت
دیگه بَسِشه
میخای بکش ولی این چه وضعشه
کاش که رحم کنه
چند لحظه از رو سینَت بلند بشه
وای داد از عَطش کرد
وای مادر که غَش کرد
وای شمر میخنده که زینب خواهش ازش کرد
وای قاتل رسیدُ
وای زینب دویدُ
وای باور ندارم اینکه از قَفا بریدُ
تورو با خیال راحت زدنت²
سه ساعت زدنت²
مُتِدَیِنین اُمت زدنت
سه ساعت زدنت²
همه سپاه دشمن زدنت
جمعاً زدنت²
(جلوتو آبو که خوردن زدنت
عمداً زدنت، جمعاً زدنت)²
سیدهمظلوم حسینجانم حسینجانم حسینجانم..
- یکشنبه
- 27
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 3:9
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه