من از تموم دنیا
بدون تو بریدم
پیر شدم و یه بارم
روی تو رو ندیدم
مگه میشه نگه داشت
بغضی که گلوگیر شده
مگه آسونه دوری
همین الانشم دیر شده
بخدا خیلی سخته
چشمام به در جمعه ها
به دلم یه نگاه کن
و تصدق علینا آقا
به کی قسم بدم تا بیای و روی تو رو ببینم
به نیت ظهورت دخیل سفره ام البنینم
باید برا ظهورت
فدایی تو باشم
ایشالله که تو خیل
عاشقای تو جاشم
اگه دنبال یاری
اسم منو هم بنویس
اگه دوسم نداری
رحم کن به چشای خیس
اگه تنهات گذاشتم
جبران میکنم این بار
عوضم کن آقا جون
تا دوباره نشم سربار
همیشه تو دعاگو بودی برای این بی لیاقت
بازم واسم دعا کن مخصوصا هر وقت رفتی زیارت
- سه شنبه
- 29
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:28
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین روشنازاده


ارسال دیدگاه