بسمه هرچی از زمونه پا خوردم
من که نون از دست خود آقا خوردم
اونقده دستمو گرفته یه وقتایی
خودم جا خوردم
(دوسِت دارم به جون مادرم حسین
سایه ی رو سرم حسین)²
نیاز من فقط تویی
ناز تو میخرم حسین
دم تسکین اباعبدالله
ذکر شیرین اباعبدالله
چه نیازیه به مردم وقتی
مارو میبینه اباعبدالله
اباعبدالله اباعبدالله...
کاسه مو پشت در خونت پر کردم
نون شیطون و با غمت آجر کردم
خودمو تو روضه کنار شش گوشه ات
تصور کردم
(جونم میره برا اباعبدالله
به پات میمونم والله
بهشت و میخوام چیکار
بهشت من ثارالله)²
نم بارونه اباعبدالله
عشق مجنونه اباعبدالله
نمیرم زیر بلیط نامرد
میخورم نون اباعبدالله²
اباعبدالله اباعبدالله...
- سه شنبه
- 29
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:18
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه