هرچی بگم از، صَحنت کمه
اندازهی کُلِّ عالَمه
دنیایِ منه، صحن و سَرات
یا سَیِّدَتی یا فاطمه، یا سَیِّدَتی یا فاطمه
من محتاجِ، نمکِ سُفرِههاتم
خاکِ پایِ، همهی زائراتم
بانیِ نمکِ سفرهی ایران
نَفَسِ شاهِ خراسان
همه گدایِ تو هستیم
ای خواهرِ سلطان، ای خواهرِ سلطان
« خواهرِ سلطان، تولدت مبارک
زینبِ ایران، تولدت مبارک»
غم از دلِ ما، آزاد شده
یُمنِ قَدَمت، دل شاد شده
بانوی کَرَم، دنیای ما
از برکتِ تو، آباد شده
به هرکس که، اومده پشتِ این در
عیدی میده، خودِ موسی بنِ جعفر
دل بسته، به یه نگاهِ تو بابا
به رویِ ماهِ تو بابا
میریزه گل زیرِ پاهات
ای دخترِ زهرا، ای دخترِ زهرا
« خواهرِ سلطان، تولدت مبارک
زینبِ ایران، تولدت مبارک»
فکرِ تو نمیره از سَرَم
جا مونده دلم، کُنجِ حَرَم
توی حَرَمت، حسّ میکنم
که زائرِ صحنِ مادرم
انشاءَالله، بقیع رو پس میگیریم
ساخت و ساز و، حَرَم و دست میگیریم
انشاءالله تویِ مدینه میسازیم
یه روزی با دلِ بیتاب
شبیه صحنِ گوهرشاد
واسه مادرِ ارباب، واسه مادرِ ارباب
« خواهرِ سلطان، تولدت مبارک
زینبِ ایران، تولدت مبارک»
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:50
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه