دل تو دستای تو باشه آرومه
آرزوم نوکریِ تو خانومه
تا دلم هوای فاطمه میگیره
میره پابوسیِ بیبی معصومه
عشقت رؤیایه
حرمت بیبی چه غوغاییه
به زیارت حریمت میاد
دل هرکسی که زهراییه
عشقت رؤیاییه
سالی چند بار دلم و روانهی قم میکنم
خودم و تو این شلوغیِ حرم گم میکنم
قرارم، نگارم
تویی که قبلهی حاجات منی
باب مناجات منی
بیتو خزون و با تو من بهارم
آرامش قلب زارم
عشقت رو تو سینه دارم
« یا معصومه، حرمت آرزومه
حرمت آرزومه، حرمت آرزومه»
حَرمِت یه قطعه از بهشته بیبی
گِل من با گِل تو سرشته بیبی
شب میلاده و میدونم که امشب
برات مشهدمو نوشته بیبی
دل با تو راحته
نوکریت برای من عادته
لحظاتی که زیارت میام
برا من قشنگترین ساعته
دل با تو راحته
دلم و دوباره از عشق تو مجنون میکنم
همهی آسمون و ستاره بارون میکنم
ستاره ، میباره
آسمون با تو چراغون میشه
لیلی باتو مجنون میشه
هرکی تو رو داره چیزی کم نداره
این نوکریم افتخاره
عشقت واسه من قراره
« یا معصومه، حرمت آرزومه
حرمت آرزومه، حرمت آرزومه»
دوباره باده به پیمونه زدم من
پُلی از حرم به مِیخونه زدم من
آب سقاخونهی مشهدو خوردم
مستم و طعنه به دیوونه زدم من
امشب مجنونم و
میبینی حال پریشونم و
جا گذاشتم توو حَرم یا رضا
این دل بیسر و سامونم و
امشب مجنونم و
دوباره مست توأم باده به پیمونه بریز
من کبوترت شدم یکم برام دونه بریز
رضا جان، رضا جان
تویی شعر پُر از آرایهی من
همدم و همسایهی من
ای تو پناه دل بیپناها
من بندهام و تو شاها
ای عالِم آل طاها
« جانا جانا، به فدای تو سلطان
به فدای تو سلطان، به فدای تو سلطان»
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:51
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه