بند اول:
نشونِ منه
دشمنی با صهیون تو خونِ منه
این آموزهی اذونِ منه
لعن حرمله روی زبونِ منه
هی با توام مردک کودککش پلید
از تو پلیدتر کسی در جهان ندید
بدکارهی حرامی و بیبُتّه چون یزید
هر دو بزدلید، فقط بچه میکشید
حریفت منم
تا خون توی رگمه باهات دشمنم
به اذنِ خدا، یه روزی خودم
با مشت دندونتو تو دهن میشکنم
بند دوم:
حرامزادهها
دشمنِ همیشگیِ آزادهها
برا انتقام پُرَن جادهها
وعدهی فَتحو به ما خدا دادهها
این ملتِ شهادته و پاکزادگان
ایران پر از خمینیه و آزادگان
فتحالفتوح میکنن این ایستادگان
سَر را به باد داده عدُوَش به رایگان
رگ و خونِمون
میره اما نزدیم زیر قولِمون
به کوریِ اون سگِ زردشون
دیگه خالی نمیشه خیابونمون
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:56
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه