رهبرم با داغه تو این مملکت غرق عزا شد
روح پاکت بعد عمری عازم کرب و بلا شد
لایقت چیزی نبود آقای من غیر از شهادت
دادی هر لحظه به ما تو درس ایثار و شجاعت
مثه جدت
با لب تشنه کشتنت آقا
به خاک و خون کشیدنت آقا
الهی که برات بمیرم
مثه جدت
با خونواده زدنت آقا
چی اومده سر تنت آقا
الهی که برات بمیرم
دله ما شد ، عزادارات
خدا یار و ، نگهدارت
(خدا یارو ، نگه دارت)
حال و روز ما از اون روزی که رفتی شد پُر از غم
رفتی و از روو سر ما سایه ی مِهر تو شد کم
رهبر مظلوم من راهت رو میدیم ما ادامه
مرد و زن تو صحنه ایم و حرفمونم یک کلامه
همه با هم
تا آخرین لحظه تو میدونیم
پیر و جوون کف خیابونیم
متحدیم و یک صدائیم
همه با هم
پشت نظام و انقلاب هستیم
مردونه توی صحنه می ایستیم
بعده علی با مجتبائیم
باهم بستیم ، همه عهدی
میدیم پرچم ، رو به مهدی
(اباصالح ، اباصالح)
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 2:4
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
عباس قلعه


ارسال دیدگاه