آتیش گرفته باز زبونه
تو شعله گُر گرفت یه خونه
یه عده اومدن شبونه
ای وای ، چخبر شده میونه کوچه ها
ای وای ، زنده شد غم مدینه ای خدا،
ای وای ،ای وای
ای وای ، حرمت یه پیره مرد شکسته شد
ای وای ، دو تا دستاش غریبونه بسته شد ،
ای وای ، ای وای
_
شده چقد غریب و مضطر
اُفتاده یاد داغ مادر
میگه امون از دل حیدر
ای وای ، یاده اون مادره که نفس بُرید
ای وای ، مادری که توو مدینه شد شهید ،
ای وای ، ای وای
ای وای ، نگذره خدا از اون مردک پست
ای وای ، با لگد پهلوی مادر و شکست
ای وای ، ای وای
پای برهنه پشت مرکب
رسیده جونش به روی لب
افتاده یاد عمه زینب
ای وای ، گریونه یاد مصیبت های شام
ای وای ، بُردن عمه هارو توی ازدهام ،
ای وای ای وای
ای وای ، دوره کردن اهل بیت و شامیا
ای وای ، خندیدن به اشک چشم دخترا
ای وای ، ای وای
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 3:1
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه