به ما اقرأ بگو یارب که ما سرشار اعجازیم
و ما را از حرایت فاش کن مایی که خود رازیم
لوای حمد را تا روز محشر بر علی دادی
لوای فتح را هم لطف کن تا ما برافرازیم
خودت مبعوثمان کردی خودت هم یاور ما باش
اگر با ما نباشی برد با ما نیست میبازیم
به ما گفتند تنهایید اما ما خدا داریم
به ما گفتند پایانید اما ما سرآغازیم
خدایا مستمان کردی تو در میخانهی توحید
بیا نگذار این جام ولایت را بیندازیم
و ما از بادهی الله اکبر مست در میدان
به روی مرکب وحدت به سوی خصم میتازیم
خدایا اینقدر مستیم که بالای بالاییم
که پامان بر زمینت نیست ما در حال پروازیم
اگر صهیون هوای غصب این میخانه را دارد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
هیچکس ما را نفهمیدهست، چون رازیم ما
نغمۀ شوریم، شور نینواسازیم ما
ما سکوت غربت شبهای بین سنگریم
گوش اگر مرد شنیدن هست، آوازیم ما
قد ما را خم نمیبیند کسی جز در نماز
کوری چشم تبر، سرو سرافرازیم ما
ترس را ترساندهایم از خویش در میدان جنگ
مرگ هم از ما گریزان است، جانبازیم ما
خو نمیگیریم با اهل زمین، ای آسمان!
باز کن آغوش را، مشتاق پروازیم ما
تاجر عشقیم، وقتی مشتریمان شد خدا
پیشکش کردیم جان را، دستودلبازیم ما
معجزه یعنی که میمیریم اما زندهایم
با شهادت زندگی کردیم، اعجازیم ما
مرگِ ما آبستن یک اتفاق تازه است
عشق پایانی ندارد، اهل آغازیم ما
صبح رجعت باز هم پشت سر فرماندهیم
لشکر صاحبزمان هستیم، سربازیم ما
علیاصغر_شاهسنایی
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:4
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه