بند اول:
رستم دستان روان شد
شیرِ یزدان عیان شد
تَنگهی هُرمز کمین
بدکارانِ جهان شد
بزن ای سَپَهِ کوبنده
ز تو بیمه شود آینده
تو بزن به سر بازنده
که ز ضربت تو شده نام علی پاینده
بی کرانه
جنگت هم عاشقانه
جلوهای از عدل حیدر در زمانه
بند دوم:
کشور سامِ نریمان
مُلک صحرا و طوفان
صاحل امنِ جهان و
بدخواه نانجیبان
ز صلابت تو ای ایران
ز شجاعت تو ای ایران
ز ابهت تو ای ایران
شده بسته ز قبضهی قدرت تو ای ایران
جانم ایران
ای کانونِ دلیران
نور امیدِ همه خوبانِ دوران
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:19
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه