تا جون به تن دارم کم نمیشه ایمانم
تا آخرین لحظه پای کار ایرانم
برای این پرچم زندگی مو بخشیدم
تموم هستی مو پای این وطن میدم
ایرانی ام من و خدا همیشه یارمه
حسینی هستم و شهادت افتخارمه
من اصلاً اینجا اومدم شهید بشم
پیش فاطمه تا رو سفید بشم
ثابت قدمَم ، ایران حَرَمَم
حسین یاحسین (حسین جان حسین جان)
تو خواب ببینن اون خائنای پست فطرت
که این خیابونا لحظه ای بشن خلوت
تا زنده هستن این مَرد و زن نمیذارن
که یک وجب از این خاک بشه برا دشمن
الهی که کسی ، این شبا ناامید نشه
بیچاره اونی که ، بمیره و شهید نشه
من اصلاً اینجا اومدم شهید بشم
پیش فاطمه تا رو سفید بشم
پای عَلَمَم ، ایران حَرَمَم
حسین یاحسین (حسین جان حسین جان)
بند_سوم
دوباره درد و غم توی قلب من افتاد
به یاد اون آقا که تو قتلگاه جون داد
همون آقایی که پیش چشمای زینب
افتاده بود رو خاک غرق خون و تشنه لب
قسم به اون بدن ، که زخمی بود و بی کفن
منم تا آخرش ، هستم فداییِ وطن
من اصلاً اینجا اومدم شهید بشم
پیش فاطمه تا رو سفید بشم
دریای غَمَم ، ایران حَرَمَم
حسین یاحسین (حسین جان حسین جان)
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:57
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
بهمن عظیمی


ارسال دیدگاه