• سه شنبه 19 خرداد 05


زمزمه مناجات -(توو آخرین شب قدر ، خالیه کوله بارم)

3

توو آخرین شب قدر ، خالیه کوله بارم
اگه نباشه لطفت ، سیاهه روزگارم
توو آخرین شب قدر ، پر از ترس و امیدم
آخه فقط توو یک سال ، قدر یه عمر، داغ زمونه دیدم

زیر حجم آتیش / استغاثه اس کارم
از نبودِ آقام / من شکایت دارم

امشب گوشم - به جبرئیله
کاش نِداش بلندشِه به حق عقیله
موندیم آخه - غریب و تنها
مثل اون گمشده توو ظلمت صحرا ۲




گم شده بود توو صحرا ، مادر اومد به یاریش
افتادن از رو ناقه ، نبود دلیل زاریش
والا که خیلی سخته ، از پدرت جدا شی 
میون موج دشمن، آستینتو به سر کشیده باشی

توی اون تاریکی / دنبال عشقش بود
از غمْ از پا افتاد / خسته شد خیلی زود

دشمن اومد - موشو کشید
جده ی پهلو شکسته شو ندید
زجر ملعون - باز با لگد
به تن رنجیده ی سه ساله زد ۲


سرِ سفره افطار ، پر از بغضم و آهم 
توی آغوش گرمت ، بازم دادی پناهم 
توو این ماه مبارک ، درسته خیلی خستم 
ولی انقده خوبی ، که رام دادی بازم پیشت نشستم 

سر سفره تا که / ظرف آب میذارم 
برای اربابم / مثل ابر می بارم

تشنه بود و - سر و بریدن 
مگه خشکی رو لبهاشو ندیدن
ای داد ای داد - سرش رو بردن 
پیرهنش رو با جسارت در آوردن ۲




سر سفره ی افطار ، همش بهونه دارم
میدونی که خدایا ، واسه چی بی قرارم
 رسیده جون به لبهام ، از همه چی بریدم
آخه یه سال دیگه م ، گذشت و باز من آقامو ندیدم

یه جهان بیداده / مونده شیعه ت تنها
بیا برگرد دیگه / سر جدّت آقا

سر جدّت - به نیزه ها رفت
میدونی پیِ ش عقلیه تا کجا رفت ؟!
برگرد برگرد - به حلق اصغر
هنو داره لالایی میخونه مادر ۲

  • جمعه
  • 8
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 16:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.85 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری جمعه 8 خرداد 1405 21:04

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران