شب سوّمِ مولاست و
عزادار علی هستم
دخیل حاجتم رو به
ضریح پسرش بستم
یاربّالحسین...فرجِ منتقمِش رو برسون
مارایکسحر...تویخِیمهیآقامون بِنِشون
یامهدی یامهدی
الهیکهمنمیک روز
بهچشم تو بیام آقا
قدمرنجهکنی پاتو
بزاری رو چِشامآقا
یابنفاطمه...تورو جان مادرت منم بخر
یابنفاطمه...باخودتمنو یه کربلا ببر
یامهدییامهدی
الهیپایششگوشه
صداتون بزنم آقا
تو ناحیه بخونیو
منم جون بِکَنم آقا
ای خدُّالتریب...گرد و خاکی شدهآیینهیتو
ایشیبالخضیب...قاتلتنشستهروسینهیتو
یاجدّاه یاجدّاه
نصیبهمهی عالم
از اون روزه پریشونی
کهاسبت بهحرمبرگشت
با یال و کاکل خونی
ضجّهمیزدن...خواهراتودختراتتوخیمهگاه
اوندهتاسوار...وقتیحملهور شدنبهقتلگاه
یاجدّاه یاجدّاه
- جمعه
- 8
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 21:44
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمد قاسمی


ارسال دیدگاه