چه ایرانی چه ایمانی، شده مانند ابراهیم
پیِ حذفِ همه بتها، چو ابراهیم در راهیم
میان فتنهای تاریک، داریم آیتی روشن
به دل ایمان، به کف موشک، به سر شور و به تن جوشن
تمام همّ و غمِّ ما، رسیدن تا نوک قله
اگر عمری، اگر سالی، اگر ماهی، اگر چلّه
فقط فرمان رهبر دارد امکانِ اطاعت را
که مهدی میدمَد با حکم او بر ما شجاعت را
اطاعت از ولیِّ امر، عینِ طاعت از مهدیست
که با حکمِ ولایت این زمان هنگام هم عهدیست
چو سنگ از آسمان بارَد، دگر عزم خطر داریم
که دست از دامن رهبر، به یک آن بر نمیداریم
تمام انبیا و اولیا بار امانت را
بهما دادند و خود کردند، امضا این ضمانت را
ز بعثت تا غدیر و فاطیمه تا به عاشورا
کنون وقت است، تا بر هم زنیم آن فتنهی شورا
هزاران قرنِ غم، از احمدِ مختار بگذشت و
هم از محرابِ خونین، حیدر کرار بگذشت و
گذشت از کوچهی تنگِ بنیهاشم، چه طوفانی
گذشت از قتلگاهِ کربلا، خیلِ اسیرانی
گذشت از چشمِ دلها، رنجهای حضرت زهرا
شنیده گوشِ جانها، خطبههای زینب کبرا
به اشکِ روضه از، خون گریههای آدم و خاتم
هزاران عصرِ عاشوراست، میگِریَد همه عالَم
امامان یک یک از پاره جگر، تا حنجرِ پاره
و تبعید و سیَهچال و شهادتها، نَبُد چاره
پس از قتلِ امامان آمد آخر، دورهی غیبت
در این غیبت، بسی زندان، بسی هجران، بسی هجرت
قیام سرخِ روحالله اما، شد مددکارش
و تا نزدیکیِ قلّه رسیدیم، از علمدارش
تمام راه با سید علی، همراه بودیم و
به حکمَش، همصدا با نهضتِ اَلله بودیم و
شهادت شد نصیبَش، حکمِ سید مجتبی آمد
که امداد از شبِ قدرِ علیِ مرتضی آمد
به امرِ مهدیِ موعود، حالا سومین بار است
که هر صالح، پس از صالح، پس از صالح. علمدار است
نمانده ذرّهای تردید، در اردوی ایمانی
که فتح و نَصر نزدیک است، با دستانِ ایرانی
چه زحمتها کشيدند عالمان، خوبان، شهیدان، حیف
اگر از کف روَد، دیگر نگردد هیچ جبران، حیف
نه لغزش میکند این قومِ بیهمتای سلمانی
نه لرزش میکند، ایمانِ ایرانِ سلیمانی
علَم در دستِ سید مجتبی، راهیِّ قدسیم و
مهیای نمازی، در سحرگاهیِّ قدسیم و
صف رزمندگان و شاهدان پشتِ سر سید
که با سربندِ یازهرا، میانِ لشکر سید
عصا در دستِ موسای زمان، اعجاز در راه است
مُقاوِم باش ای قومِ گِران. اعجاز در راه است
ظهور یار نزدیک و رخ دلدار، نزدیک است
نهایی انتقامِ حیدرِ کرار، نزدیک است
به پیش ای لشکر صاحب زمان آماده باش اینک
چو دهها سالِ قبلِ خویش نیز، آزاده باش اینک
- دوشنبه
- 11
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 14:34
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمود ژولیده


ارسال دیدگاه