میروم امشب/ در کنار زهرا
میشوم دیگر /راحت از این غم ها
خیلی دلتنگم/ کاش ببینم فاطمه رو
بغضی تو سینه /دارم از این غصه
قلب من از این /درد و غم می پوسه
مگه از یادم/می برم خونه رو درو
یه درد کهنه ، تو قلبم دارم
ازین دنیا ، دیگه بیزارم
غم زهرا، میده آزارم
........
خاطرات تلخ/رد سرخ سیلی
سینه ای زخمی/گریه دارم خیلی
پیش چشمامه/طعنه ی این مردم پست
چادر خاکی/خون روی دیوار
خونه بعد از تو/رو سرم شد آوار
من بمیرم که/زینب از این غصه شکست
شدم راحت از،این شهر دلگیر
ببین زهرا،گشتم پیر پیر
حمایتم ،بوده بی تاثیر
- دوشنبه
- 11
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 14:35
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
هاشم محمدی آرا


ارسال دیدگاه