تَهَدّمت وَالله اَرکانُ الهُدی
نوحهی جبراییل در بین سما
دوتاشده فرق شاه لافتی
قَد قُتِلَ المُرتضی وَ بنُ عَمِّ المُصطَفی
بابامو از من گرفت تیغِ اَشقیَ الاَشقیا
خیلیتویاین ۶۳ ساله(بهعلیجسارتشد)۳
فُزتُوَربِّالکعبهیعنی(علیدیگهراحتشد)۳
کشتند مولا را همسر زهرا را
تَهَدّمت وَالله اَرکانُ الهُدی
بادستشکسته ناموسخُدا
میزنهبهسر از داغ مرتضی
شکافتهمولا سرش خونیه پاتا سرش
ابوتراب و ببین موندهرو خاکا سرش
زیر بغلاشو میگیرنتا(بتونه بیاد خونه)۳
اونیکهدرازقلعهگرفته(حالادیگهبیجونه)۳
کشتند مولا را همسر زهرا را
تَهَدّمت وَالله اَرکانُ الهُدی
شهر کوفهمیشه امشبکربلا
بهآسمون میره واویلای ما
حسین میگهباحسن یتیمشدیموایمن
بحال زینب بیاید گریه کنید مردو زن
تویشهریکهبودهملیکهش(یهروزیاسیرمیشه)۳
میبینه سرِحسینو رو نِی(کهیه شبهپیر میشه)۳
- سه شنبه
- 12
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 23:12
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمد قاسمی


ارسال دیدگاه