کوفه رو غم گرفته/خیلی دلم گرفته
بغضی توی گلومه/چشامو نم گرفته
پاشو ببین، یتیما رو
چشم انتظاری میکِشن
چه جور دلت، میاد بری
این بچه ها تنها بشن
کنار بسترت بابا
هیِ میخونم اَمَن یُجیب
معلومه از، چهرهی تو
انگار درد داری عجیب
*(علی علی، مظلوم علی)
بند۲
تا وقتی که نگاهت/خیره میشه به دیوار
زنده میشه برات باز/قِصهی میخ و مسمار
کسی نبود، یاری کنه
ریحانهی پیغمبروُ
مُغیره قلبمو شکست
تا وقتی که، شکست دروُ
..
بازوی مادرم رو با
غلافِ شمشیر میزدن
با ضرب سیلی انگاری
به قلب من تیر میزدن
*(علی علی، مظلوم علی)
- پنج شنبه
- 14
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 19:46
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
روح اله نوروزی


ارسال دیدگاه