بند اول
فراق تموم شد
دارم میام کنار تو زهرا
یه زندگیِ
تازه میسازم واسه تو اونجا
برو پشت در راحت کسی اینجا نیست
دیگه رسمِ در زدن اینجا ضربه ی پا نیست
برو تو کوچه ها زهرا با خیال تخت
جلو بچه نمیزنن مادر و هیچ وقت
برا محسن میسازم گهواره
برا خودت میگیرم گوشواره
خدا رو شکر که اینجا دستت رو
نمی بینم که روی دیواره
سلام خانوم خونهم زهرا
سلام آروم جونم زهرا
بند دوم
غمم سر اومد
مغیره دیگه بِم(بهم) نمیخنده
اینجا کسی که
راه عبورت رو نمی بنده
خاطراتِ بد و دیگه بکن فراموش
ببین جای بازو گرفتی محسن و آغوش
اینجا دیگه خونهمونو نمی سوزونن
دیگه اینجا محسنم و نمی ترسونن
چه خوبه زندگی مون این جا
دیگه راحت شدیم ما حالا
چه خوبه که مغیره نیستش
چه خوبه خوب شدی تو زهرا
سلام خانوم خونهم زهرا
سلام آروم جونم زهرا
- پنج شنبه
- 14
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 19:52
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین عیدی


ارسال دیدگاه