غروب بود و اذان میگفت
حرمله تبریک به سنان میگفت
خــواهرش بـمـیره
بوده زیر دست و پا دخترش بمیره
مــادرش بـمیره
بوده زیر نیزه ها پسرش بمیره
ماتَ الحسینُ عطشان
غروب بود و جدال میشد
ماه تمام فاطمه هلال میشد
غروب بود و حریق بوده
رو سینه جای نعل ها عمیق بوده
روزه بــود آقــا
تا دم اذان چقدر نیزه خورد آقا
کـمرش شـکـسته
بعد قتل عباس کمرش شکسته
ماتَ الحسینُ عطشان
- پنج شنبه
- 14
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 20:18
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه