لطفا با توجه و حال مناسب خوانده شود...
بند اول:
نرو از پیشم
بی تو تنهایی پیر میشم
ببین اشکامو
بعد تو من اسیر میشم
کجایی عباس
جات خالیه حسین تنهاس
نبودی خیمه
بعد رفتن تو غوغاست
می برن ما رو
بدجوری می زنن ما رو
به چِشِه (چشم) بَرده
یه عده می بینن ما رو
واااااااای زینب
بند دوم:
نزنش نامرد
پاشو از رو تنش نامرد
پیرمرد بسه
زخمیه بدنش نامرد
همه تو گودال
خونت رو میکنن پامال
دیدم افتادی
افتادی رو زمین بی حال
شدیم آواره
می ترسم منِ بیچاره
میبینم میرن
چندتایی پی گوشواره
واااااااای زینب
- پنج شنبه
- 14
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 21:8
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین اصغرپور


ارسال دیدگاه