در دلم پیدا عشق پنهانت
جان من جانا بسته بر جانت
عشقِ بین ما ماجرا دارد
تو پریشانم من پریشانت
به چشمان عاشق کشد یارم هم گرفتارم
هم دچارم بر روی ماه تو
تو لیلایی در نگاه من قرص ماه من
خوش که مجنونم در نگاه تو
بدون حضور تو زمین بی پر و باله
کجای جهانی تو کجایی اباصالح
منتظر هستم بر سر کویت
بر مشام من کی رسد بویت
قبل جان دادن رخ نشانم دِه
تا زنم بوسه بین ابرویت
مرا یک شبی دوری از دلبر میکشد آخر
دل به این مردن کی شود راضی
بدان زندم روی تو بینم با تو بنشینم
تا غمم را از دل رها سازی
ندیدم تو را آخر که پرپر کنم لاله
ندیده دلم تنگ است کجایی اباصالح
- یکشنبه
- 17
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 0:23
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه