الهی الهی چه درد و اتفاقی
الهی الهی چه غربتی چه داغی
الهی الهی چه ماتم و فراقی
الهی الهی محزونه کشور ما
الهی الهی زدن سایهسر ما
الهی الهی شهید شد رهبر ما
الهی الهی خبر رسید سحر رفت
الهی الهی از جمع ما پدر رفت
الهی الهی با اهل بیت سفر رفت
الهی الهی پشت و پناه ما بود
الهی الهی خودش سپاه ما بود
الهی الهی چراغ راه ما بود
الهی الهی آقا که روسفید شد
الهی الهی رو در رو با یزید شد
الهی الهی لب تشنه بود شهید شد
- یکشنبه
- 17
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 0:54
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا زادسرور


ارسال دیدگاه