لالۀ سرخِ آل اطهارم۲
نوک نی هجده دسته گل دارم
فخر دینم من، عابدینم من۲
من که گریان در شهر و صحرایم
یادگار فرزند زهرایم
شامیان بر آزار من خیزید
سنگ و خاکستر بر سرم ریزید
فخر دینم من، عابدینم من۲
شََّر دشمن را بر ملا کردم
شام ویران را کربلا کردم
عمّه ام روی ناقه بنشسته
او در آزار و دست من بسته
فخر دینم من، عابدینم من۲
از این غل و زنجیرم۲
رأس بابا را، در بقل گیرم ۲
لالۀ سرخ آل اطهارم ۲
نوک نی هجده دسته گل دارم
فخر دینم من، عابدینم من۲
گه روم بزم پور مرجانه۲
گه به زندانم، گه به ویرانه۲
شمر دون غل بر، دست و پایم زد
خنده بر اشکِ عمّه هایم زد
فخر دینم من، عابدینم من۲
- یکشنبه
- ۲۰
- اسفند
- ۱۳۹۱
- ساعت
- ۱۵:۷
- نوشته شده توسط
- یحیی
ارسال دیدگاه