هر بار می گریم عدو با تازیانه ...
میزد به ضربی بر سر و پا تازیانه ...
طفلی میان دست و پا هی گریه می کرد
تا بر زبان میگفت بابا تازیانه ...
میگفت عدو بر دختری غمگین و نالان..؟
یا نام بابا را نبر یا تازیانه ...
اینجا چه رسمی دارد ای بابای خوبم
هرکس شبیه باشد به زهرا تازیانه ...
شاعر : امیر فرخنده
- چهارشنبه
- ۷
- اسفند
- ۱۳۹۲
- ساعت
- ۶:۹
- نوشته شده توسط
- یحیی
- شاعر:
-
امیر فرخنده
ارسال دیدگاه