هم کوفه و هم شام بلا را دیدم
هم مقتل شاه سر جدا را دیدم
بر دست پلید نیزه دار ملعون
جاری شدن خون خدا را دیدم
من هم قدمِ رقیه بودم هر جا
خون گریه ی تازیانه ها را دیدم
گلبوسه ی عمه در میان گودال
با سوز و سرشکِ بی صدا را دیدم
پنجاه و سه سال بعد از آن عاشورا
هر روز به چشم ، کربلا را دیدم
وقتی بدن علیِ اکبر آمد
دنبال عبا آل عبا را دیدم
غوغای عطش ز نهر علقم برخاست
تا در یم خون روح وفا را دیدم
سوزنده تر از اسارت شام نشد
گرچه به جگر زهر جفا را دیدم
یا باقر علم حق «رئوفی» تا گفت
بر صفحه ی قلبِ او صفا را دیدم
شاعر : حسین رئوفی
- دوشنبه
- 17
- مهر
- 1396
- ساعت
- 8:55
- نوشته شده توسط
- ح.فیض
- شاعر:
-
حسین رئوفی
ارسال دیدگاه