• پنج شنبه 8 خرداد 99


مقتل حربن ریاحی -(حرّ وقتی دو سخنرانی امام را شنید)

326

حرّ وقتی دو سخنرانی امام را شنید و کمک طلبی حضرت را دریافت،نزد عمرسعد آمد و به او گفت:"آیا واقعاً می خواهی با این مرد بجنگی؟".
گفت:آری به خدا،جنگی خواهم کرد که کمترین تلفات آن افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد.
حرّ گفت:"آیا هیچ یک از پیشنهادهایی که به شما داد قبول نمی کنید؟"
گفت:اگر اختیار کامل داشتم قبول می کردم اما امیر آن را نمی پذیرد.
حرّ از نزد عمرسعد خارج شد و به میان مردم رفت.در کنار حرّ،قرة بن قیس ایستاده بود.حرّ به قره گفت:"امروز به اسبت آب داده ای؟".
گفت:نه.حرّ گفت:"آیا می خواهی به او آب بدهی؟".
قره گمان کرد که حرّ می خواهد او از آن جا برود و گمان کرد حرّ دوست ندارد او را ببیند،بنابراین از نزد او رفت.
فرصتی پیش آمد تا حرّ بتواند خود را کمی به امام حسین(ع)نزدیک کند.مهاجربن اوس،به حرّ گفت:می خواهی به حسین(ع) حمله کنی؟،حرّ پاسخ نداد،او به خودش می لرزید.
مهاجر با دیدن این حالِ حرّ شک کرد و به او گفت:اگر از من بپرسند شجاع ترین مرد کوفه کیست،نامی غیر از تو نخواهم برد، این چه حالی است که تو داری؟،حرّ گفت: "من خود را بین بهشت و جهنم می بینم و ناگزیر به انتخاب یکی از آنها هستم،اما به خدا قسم جز بهشت را برنخواهم گزید، حتی اگر باعث شود در این دنیا سوزانده شوم".
مقتل مقرم،ص۲۸۹

  • پنج شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران