• پنج شنبه 16 مهر 05


پندیات -(از جلال و غبغب تقوا شعاران غم مخور )

924

از جلال و غبغب تقوا شعاران غم مخور 
غم مخور از عزّت و اجلال دزدان غم مخور 
. 
در حصار لشگر فقری به حال مسکنت 
از شرار طعنۀ خوش روزگاران غم مخور 
. 
طاغی ار باغ ارم دارد چه غم که بهر ما 
لاله ها چشمک زند در لاله زاران غم مخور 
. 
تیز دندان گرگ اگر چوپان شود بر گوسفند 
از تعجّب کن حذر از چرخ دوران غم مخور 
. 
روز روشن گر سیه تر گردد از لیل دجا 
کن شکیبا پیشه و از حیله کاران غم مخور 
. 
اشک ایتام و ارامل سیل بنیانکن شود 
غم مخور گر خشک گشته چشمه ساران غم مخور 
. 
عاقبت کاخ تظلّم ریزد و ویران شود 
ای بسا کاخی شده مقبر به سلطان غم مخور 
. 
یوسف از چاه مذلّت شد به کاخ سلطنت 
مانده بر لب عالمی انگشت حیران غم مخور 
. 
عشق اگر باشد ، بهشت است آتش نمرودها 
از جفای کاسه لیس و جیره خواران غم مخور 
. 
طور سینا را چو دیدی ، گفتی ارنی ، لن جواب 
ای خوشا که لن جواب آمد ز جانان غم مخور 
. 
از (هدایت) گوشوار گوش کن این جمله را 
از بلند آوازۀ دنیای دونان غم مخور 
. 

  • دوشنبه
  • 24
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:8
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران