• چهارشنبه 15 مهر 05


پندیات -(چو کسی درآمد از پای و تو دستگاه داری )

806

چو کسی درآمد از پای و تو دستگاه داری 
گرت آدمیتی هست، دلش نگاه داری 
. 
به ره بهشت فردا، نتوان شدن ز محشر 
مگر از دیار دنیا، که سر دو راه داری 
. 
همه عیب خلق دیدن، نه مروتست و مردی 
نگهی به خویشتن کن، که تو هم گناه داری 
. 
ره طالبان مردان، کرمست و لطف و احسان 
تو خود از نشان مردی، مگر این کلاه داری 
. 
به چه خرمی و نازان، گرو از تو برد هامان 
اگرت شرف همینست، که مال و جاه داری 
. 
چه درختهای طوبیست، نشانده آدمی را 
تو بهمیه وار الفت، به همین گیاه داری 
. 
به کدام روسپیدی، طمع بهشت بندی 
تو که در خریطه چندین ورق سیاه داری 
. 
به در خدای قربی، طلب ای ضعیف همت 
که نماند این تقرب، که به پادشاه داری 
. 
تو مسافری و دنیا، سر آب کاروانی 
نه معولست پشتی، که برین پناه داری 
. 
که زبان خاک داند، که به گوش مرده گوید 
چه خوشست عیش وارث، که به جایگاه داری 
. 
تو حساب خویشتن کن، نه عتاب خلق «سعدی» 
که بضاعت قیامت، عمل تباه داری 
. 

  • دوشنبه
  • 24
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران